دست‌نوشته‌های جعفر محمدی



مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

یکشنبه 29 خرداد 1390، ساعت12:31

مهاجرت

زین پس اینجا فصل‌هایی خواهم نبشت!

لینک به مطلب | نظر شما چیه؟ [0]


یکشنبه 5 دی 1389، ساعت22:08

جهت خالی نبودن عریضه

خدا و قوانین
آیا ممکن است خداوند نظر خود را در مورد قوانینی که بر جهان و زندگی انسان‌ها حاکم است تغییر دهد؟
این امر مسلتزم اینه که خداوند را در طی زمان تصور کنیم. در حالی که زمان خاصیتی از جهان است [و نه خدا!]. خاصیتی که خودخدا آفریده!
--از کتاب تاریخچه زمان استفن هاوکینگ

آگاهی و برهان علیت
طبق تعریف فلاسفه‌ای مثل روزنتال، آگاهی یعنی اینکه یک حالت ذهنی وجود داشته باشه که بتونه وجود یک حالت ذهنی دیگه یا یک شی رو درک کنه. طبق این تعریف یک موجود آگاه حس «بودن» داره چون یک حالت ذهنی داره که می‌تونه وجود «خودش» رو درک کنه؛ وقتی که خوشحاله، می‌فهمه که خوشحاله، چون یک حالت ذهنی داره که درک می‌کنه که الان یک حالت ذهنی «خوشحال بودن» وجود داره و ….
نکته مهمی که وجود داره اینه که اون درک باید غیر استنتاجی باشه. یعنی لازم نباشه که اون حالت ذهنی با حساب کتاب و دو دو تا چهار تا کردن بفهمه که یک حالت «خوشحال بودن» الان وجود داره. به عبارت ساده‌تر هیچ وقت ما تو ذهنمون نمی‌گیم چون الان لب‌هام به طرفین باز شدن و گوشه‌هاش رفتن بالا و دمای لپ‌هام افزایش پیدا کردن و نرون‌های فلان منطقه ذهنم فلان جوری شدن و … و … پس من الان خوشحالم. بلکه بدون هیچ واسطه‌ای و استنتاجی می‌فهمیم که خوشحالیم.
اگه اون درک غیر استنتاجی نباشه دور بوجود می‌یاد. چون اگه استنتاجی لازم باشه که به واسطه اون آگاه بشیم، اون استنتاج هم خود بخود که صورت نمی‌گیره و باید آگاهانه باشه یعنی استناج کنیم که می‌بایست استنتاج کنیم. اون استنتاج سطح دوم هم که بصورت خودبخود صورت نمی‌گیره، یعنی لازمه که بصورت استنتاجی، بریم سراغ اون استنتاج سطح دوم و …! پس اگر بصورت غیر استنتاجی نسبت به حالت‌های ذهنی‌مان آگاه نباشیم، هیچ وقت آگاهی نخواهیم داشت.
نظیر این دور تو برهان علیت هم بوجود می‌یاد (برهان آشنای «هر معلولی نیازمند یک علته»). ولی اون علت هم خودش یه جوری باید بوجود آمده باشه، یعنی خودش هم معلول یک علت سطح دومی هست. اون علت سطح دوم هم باز خودش نیازمند یک علته و …! پس برهان علیت دارای مشکل دوری بودن است، مگر اینکه همان اول بپذیریم که یک علت‌العللی (مثل خداوند) وجود داره.  پس برهان علیت برای اثبات وجود خداوند نمی‌تونه چندان جالب باشه!
حالا برگردیم سراغ تعریف آگاهی: آیا با این دید می‌شه یه زمانی یه ماشین ساخت که آگاهی داشته باشه؟
--از مباحثات کلاس فلسفه اطلاعات

اون روی دانشمندا
نیوتن. می‌دونستین که نیوتن شدیداً آدم گوشت تلخی بوده و دیگران خیلی سخت تحملش می‌کردن؟ هر چند که بدلیل وضع قوانین فیزیک اونقده مشهور شد که رئیس انجمن سلطنتی شد و اولین دانشمندی هم بود که مقام شوالیه‌گری رو دریافت کرد. نقله که نیوتن و لایبنیتز بصورت مستقل شاخه‌ای از ریاضیات رو بوجود آوردن. ولی نیوتن، لایبنیتز را متهم به سرقت علمی کرد. لایبنیتز چاره‌ای به جز شکایت نداشت، شکایتی که برای بررسی به انجمن سلطنتی سپرده شد. نیوتن در کمال بزرگواری هیاتی مستقل را مسوول بررسی این شکایت کرد. هیاتی که تصادفاً تماماً متشکل از دوستای نیوتن بود! لازم به ذکر نیست که من بگم که نتیجه دادگاه چی شد! کار به همینجا هم ختم نشد، نیوتن مقاله‌ای بی امضا در نشریه انجمن سلطنتی منشر کرد و به مرور و بازنگری زوایای مختلف این اتفاق بصورت کاملاً بی‌طرفانه!!! پرداخت. ظاهراً هم بعد فوت لایبنیتز، این دوست‌مون اعلام می‌کنن که از شکستن قلب لایبنیتز بسی خوشنود شده!
انشتین. انشتین رو ما با مغز خفن فیزیکی‌اش می‌شناسیم، یعنی آرمان اولش. آرمان دوم انشتین که کمتر در موردش چیزی شنیدیم صهیونیزم بوده. پشتیبانی پر سر و صدای اون از صهیونیزم اونقدر مؤثر بوده که به پاس تشکر از اون، در سال ۱۹۵۲ پست ریاست جمهوری اسرائیل بهش پیشنهاد می‌شه. تنها دلیل نپذیرفتن این پیشنهاد، این باور انشتین بوده که «سیاست برای زمان حاله، ولی یک معادله برای ابدیت»! و چه خوب بوده که این اعتقاد رو داشته، و الا فکر کنم الان بخشی از فیزیک برای دانشجوهای ما ناشناخته یا حداقل تابو می‌بود!
تورینگ. در حوزه علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی، آگاهان امر بر جایگاه تورینگ کاملاً واقفن! کارهای ارزشمندی هم از تورینگ به جا موندن. ولی جالبه که هیچ وقت کسی نپرسید که انگیزه اصلی تورینگ برای این فعالیت‌ها چی بود؟ تورینگ با تمایلات هم‌جنس‌گرایانه در دوران دبیرستان یکی از هم‌کلاسی‌هایش را از دست می‌دهد که شدیداً به وی علاقه داشته. این امر تأثیر منفی‌ای روی تورینگ می‌ذاره و اون تصمیم‌اش رو می‌گیره که منکر خدا بشه و ثابت کنه که ماشین هم مثل خدا قادره هر کاری بکنه. هر چند در این راه به نتایج معکوسی می‌رسه و ناتوانی شدید کامپیوترها را اثبات می‌کنه، ولی دنیا فرصت پرداختن به فعالیت‌های بعدی رو بهش نمی‌ده، چون در سن میانسالی از ترس بی‌آبرو شدن بخاطر پرونده هم‌جنس‌گرایایی‌ای که در دادگاه داشته، اونو وادار به خودکشی می‌کنه.
پروفسور حسابی. به همان اندازه که در فیزیک و اخلاق علمی سرآمد بوده، به همان اندازه هم در تربیت فرزندش، ایرج، افتضاح عمل کرده! افتضاح به معنای واقعی کلمه!

لینک به مطلب | نظر شما چیه؟ [18]


سه شنبه 27 مهر 1389، ساعت00:13

مفهوم زمان

«... مفهوم زمان پیش از پیدایش جهان بی معنی است. این مطلب نخستین بار بوسیله آگوستین قدیس مطرح شد. وقتی از او پرسیدند خداوند پیش از آفرینش جهان چه می‌کرد، پاسخ او این نبود که خداوند جهنم را برای مطرح‌کنندگان چنین سوالاتی آماده می‌ساخت. در عوض او چنین جواب داد که زمان یک خاصیت هستی است که خداوند آفریده است و پیش از خلق عالم وجود نداشته است...»

از کتاب «تاریخچه زمان»، نوشته استیون هاوکینگ، ترجمه محمد رضا محجوب

لینک به مطلب | نظر شما چیه؟ [10]


چهارشنبه 31 شهریور 1389، ساعت10:59

مساله ذهن‌های دیگران

در راستای کامنت مهدی در پست قبلی: «وجود ذهن امری درونی است و هر کس خودش باید به وجود ذهن در خودش پی ببرد. اگر وجود ذهن درونی نیست، وجود آن را اثبات کنید، و اگر درونی است، شما که به درون دیگران دسترسی ندارید، چگونه نتیجه می‌گیرید که دیگران هم ذهن دارند و وجود ذهن فقط منحصر به شما نیست؟»

پ.ن.۱: چگونه به این نتیجه می‌رسید که ماشین‌ها ذهن ندارند؟ شاید به صورت درونی آنها هم معتقد باشند که ذهن دارند!

پ.ن.۲: مهدی جان! اون اثبات نبود. فقط یک سوال انگیزاننده برای تفکر بود.

لینک به مطلب | نظر شما چیه؟ [5]


چهارشنبه 24 شهریور 1389، ساعت11:54

فکر وجود خدا

 آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

لینک به مطلب | نظر شما چیه؟ [7]